|
قطره دریاست اگر با دریاست........ | ||
|
از چند روز پیش هی با خودم کلنجار می رم که یه پست بزنم و بگم بعدا کامل خواهد و وقتی اجازه صادر گردید کاملش کنم. دیشب خیلی اتفاقی یه سر رفتم خونه! طهور مهور که ناگهان ..... با صحنه عجیبی رو برو شدم... بله.... وبلاگ طهور مهور راز مخفی مون رو آشکار کرده بود و اینچنین شد که نیمه های شب تصمیم گرفتم که اول صبح که امروز باشد پستی بزنم که از قافله عقب نمانم. خب من که مثل مامان طهورا آنقدر عکس ندارم که بزارم.. ولی خوب به گفتن اکتفا میکنم: واقعیتش پنج شنبه هفته گذشته ما به مهمانی دعوت شدیم که خیلی برایمان هیجان آور بود و در آن مهمانی ویژه با خانواده مامان طهورا و خانواده مامان پرهام آشنا شدیم. البته لازم بذکر است که با مامان زینب آشنایی دیرینه ای داریم. و البت دیدن صاحبان اصلی وبلاگ های نامبرده برایمان خالی از لطف نبود ولی کاش همان شب عکسی به اتفاق زینب می انداختم چون حالا که دیگر نشریاتی شده است فکر کنم خیلی باکلاس شده باشد و ...... راستش من خیلی بلد نیستم مثل افراد مذکور بنویسم ولی خو...... ما به ادبیات خودمان بسنده می کنیم جای همه شما خالی ..... خیلی خوب بود و مامان زینب با آن دست پخت خوشمزه اش که جناب آقای شوهرشان هی ازشان تعریف میکردند و هی حرص مرا در می آورند که چرا شوهری را با خودم نبرده بودم! برایمان کلی غذای خوشمزه درست کرده بودند و ما را هی همچنان شرمنده می نمودند. فهیمه نازنینم هم از شاهرود برایمان نان مخصوص و آبنبات آورده بودند که جای شما خالی خوردنش خیلی چسبید ... و اما نرجس بانو...... برایمان تابلویی آورد با تصویر پاییز که اگر خدا قسمت کرد در آینده عکسش به این پست اضافه خواهد شد. و در این میهمانی سه چیز برایمان جالب آمد که ذکرش خالی از لطف نیست: 1. قندانی که مامان طهورا در بسته ای زیبا تزئین کرده بود و برای مامان زینب آورد[نیشخند] 2. الماس پلماسهایی که فهیمه بانو با خودش نیاورده بود و ما را در کف دیدن آنها گذاشت[نیشخند] 3. اینکه عجیب شوهران این بانوهای محترمه با ایشان همکاری لازم را مبذول می داشتند[نیشخند] یه تشکر نوشت : از خدای مهربانم که من را با دوستانی آشنا کرد که به داشتنشان می بالم. این هم آدرس های این عزیزان. اگه خواستین می تونین مهمونشون بشین خیلی مهمان نوازند، خیلی http://www.nanaz88.blogfa.com/ http://www.tahoorabaran.blogfa.com/ http://pmesleparham.blogfa.com/
[ سه شنبه 1391/02/26 ] [ 8:56 ] [ قطره ]
توکیستی ای مهربانم؟
توکیستی که با لبخند تو نوش آفرینان زمان به زیباترین آلاله وحشی عشق را حک می کنند تو کیستی که سرنوشت با تمام خاطرات شیرین و دلپذیرش از تو عشق می آموزد براستی تو کیستی؟ تو کیستی که شادیها و غم های دروغ همه و همه در میان افکار شیرین تو خلاصه می شود ای سراپا خوبی، کاش می شد شعری ز نجابت و صمیمیت تو بسرایم ولی افسوس که در گوش کران نتوان چیزی گفت، نتوان شعری ساخت در خور قامت و زیبایی تو، به صفای قلبت، به شکیبایی و مظلومی تو ای تمام همه شعر، حرکت کوچک تو طرح هزاران غزل است............
مادرم کاش بتونم یه روزی اونجور که شایسته تویه ازت قدردانی کنم می دونم تا حالا فرزند شایسته ای واست نبودم می دونم کم اذیتت نکردم ولی تو مادری مادر... [ پنجشنبه 1391/02/21 ] [ 8:59 ] [ قطره ]
این پست با برگشتن مامان طهورا به دنیای مجازی به خاطره ها پیوست. این یه خوش آمدگوییه به مامان طهورا. خوش اومدی دوست خوبم
[ دوشنبه 1391/02/18 ] [ 6:26 ] [ قطره ]
دیروز میگفتم : مشقهایم را خط بزن … مرا مزن روی تخته خط بکش … گوشم را مکش مهررا در دلم جاری بکن … جریمه مکن هر چه تکلیف میخواهی بگیر … امتحان سخت مگیر اما کنون .. مرا بزن … گوشم را بکش .. جریمه بکن .. امتحان سخت بگیر مرا یک لحظه به دوران خوب مدرسه باز گردان . . . ادامه مطلب [ دوشنبه 1391/02/11 ] [ 23:50 ] [ قطره ]
بالاخره قسمت شد من هم عکسایی از سفرمون رو بزارم. البته از زیباییهای کیش هرچی گفته بشه بازم کمه ولی خوب من فقط چند نمونه از عکسارو میزارم واسه اونایی که هنوز قسمت نشده برن کیش. اینجا مربوط میشه به پارک دلفین ها که خودش شامل چند جای دیگه هم بود از جمله باغ پرندگان(البته از دلفین ها فقط فیلم برداشتم و عکسی ندارم که واستون بزارم): اینجا هم کشتی یونانیه که غروبش خیلی قشنگ بود. فقط نمیدونم چرا مسئولین کشتی رو به امان خودش رها کرده بودند که شده بود یه تیکه زنگ! گمان نکم تا ده سال دیگه اثری ازش بمونه! پ.ن: بالاخره وبلاگ ما هم عکس دار شد. پ .ن ۲: این عکسای هنری همش آثار هنری خودمه پ.ن3: اگه قسمت شد حتما تعداد عکسا رو زیاد میکنم وگرنه به بزرگواری خودتون ببخشید دیگه [ شنبه 1391/01/26 ] [ 9:9 ] [ قطره ]
از اونجایی که بهتر و پر محتوا تر از سخنان امام علی(ع)، وجود نداره، به پیشنهاد شیرین عزیزم چند جمله از امام علی(ع) رو به این پست اضافه کردم. دنیا منزل
گذران و آخرت منزل جاودان است 2. . آخرت هیچ جایگزینی ندارد و دنیا بهای جان آدمی است. 3. بزرگترین اشتباه ها را نزد خداوند زبان دروغگو دارد. 4. از دست دادن حاجت بهتر از درخواست کردن از نااهل است. 5. شکیبایی میوه درخت ایمان است. 6. دانشی که تو را اصلاح نکند گمراهی است. 7. از دست دادن دوستان غربت است. پ.ن: بقیه
سخنان منتقل ادامه مطلب شد. ادامه مطلب [ پنجشنبه 1391/01/10 ] [ 20:43 ] [ قطره ]
يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبراليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال خدایا این آیات بالا رو واسه همه اجابت کن. می گن لحظه آغاز سال خدا دعا ها رو برآورده می کنه: پس خدا جون ....... به یادمون بیار لحظه آغاز سال.... اونایی رو که روی تخت بیمارستانها هستند رو فراموش نکنیم. به یادمون بیار اونایی رو که واسه مراقبت از این بیمارا فرشته میشن و مجبورن لحظه آغاز سال بجای اینکه کنار خانوادشون باشن کنار اونایی باشن که بهشون نیاز دارن رو فراموش نکنیم. به یادمون بیار اونایی رو که حامل فرشته های کوچک تو هستند رو فراموش نکنیم. به یادمون بیار ... اونایی رو که از دستشون از این دنیا کوتاهه رو فراموش نکنیم. به یادمون بیار اونایی رو که امسال سال اولیه که عزیزشون کنارشون نیست رو فراموش نکنیم. به یادمون بیار....... خدایا خودت بهتر می دونی .....اصلا بیا با هم یه قراری بزاریم. تو دعا کن و من آمین بگم.چی از این بهتر. این همه مدت ما دعا کردیم و تو اجابت کردی حالا ما دعاهامون تکراری شده تو یه دعای جدید بکن. یه دعایی که با اون همه آدما عاقبت بخیر بشن. خدا جون من یه دعا می کنم می دونم تنها دعاییه که می تونه همه مشکلات رو باهم حل کنه. دعا می کنم امسال سالی باشه که آقامون بیاد. دعا می کنم امسال ما اونقدر خوب بشیم که آقامون ما رو لایق بدونه و ظهور کنه.
[ یکشنبه 1390/12/28 ] [ 18:51 ] [ قطره ]
بوی سبزه بوی خاک شاخه های شسته باران خورده پاک آسمان آبی و ابر سپید برگ های سبز بید عطر نرگس،رقص باد نغمه شوق پرستوهای شاد خلوت گرم کبوترهای مست نرم نرمک می رسد اینک بهار خوش بحال روزگار خوش بحال چشمه ها و دشت ها خوش بحال دانه ها و سبزه ها خوش بحال غنچه های نیمه باز خوش بحال دختر میخک که می خندد به ناز خوش بحال جام لبریز از شراب خوش بحال آفتاب ................کر نکوبی شیشه غم را به سنگ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ
کم کم داره بوی بهار میاد. البته بماند که تازه آسمون یادش افتاده واسمون کم برف فرستاده و فیلش یاد هندستون کرده! برف که خوبه، بارونم خوبه. مخصوصأ واسه اونایی که متولد زمستونن. ولی آخه خدا جون با این سرمایی که یهویی فرستادی پس سرنوشت شکوفه ها چی میشه؟؟ می دونم خودت فکر همه چی رو کردی و باز ما زود داریم قضاوت می کنیم. پس................ ساکت می شم و منتظر نعمت های فراوونت پ.ن: باران. فریدون مشیری [ دوشنبه 1390/12/22 ] [ 10:11 ] [ قطره ]
من به آمار زمین شک دارم........ اگر این شهر پر از آدمهاست............... پس چرا این همه دلها تنهاست.................... [ چهارشنبه 1390/12/10 ] [ 10:28 ] [ قطره ]
امروز دلم هوای سهراب رو کرد، خیلی وقت بود دیگه اشعارش رو نخونده بودم. زمان دبیرستان تقریبأ هر روز یکی از شعراشو می خوندم ولی وقتی وارد دانشگاه شدم بکلی فراموشش کردم.شعراش با آدم حرف میزنه. البته این نظر منه مثلأ: صبح خواهد شد و به این کاسه آب آسمان هجرت خواهد کرد باید امشب بروم........... من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم حرفی از جنس زمان نشنیدم هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت من به اندازه یک ابر دلم می گیرد وقتی از پنجره می بینم حوری دختر بالغ همسایه پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند چیزهایی هم هست لحظه هایی پر اوج (مثلأ شاعره ای را دیدم آنچنان محو تماشای فضا بود که در چشمانش آسمان تخم گذاشت وشبی از شبها مردی از من پرسید تا طلوع انگور چند ساعت راه است؟) باید امشب بروم باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند........ پ.ن: یه شعر دیگه از سهراب می زارم توی ادامه مطلب. ادامه مطلب [ یکشنبه 1390/12/07 ] [ 8:52 ] [ قطره ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||